ترجمه "pohjoinen" به فارسی
شمال ترجمه "pohjoinen" به فارسی است.
pohjoinen
adjective
noun
دستور زبان
-
شمال
nounHänen taistellessaan Lännenmaiden leijonan kanssa, pohjoinen on otettavissa.
در حالي که اون داره با شير ، تو " وسترلندز " ميجنگه شمال آماده تسخير شدنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pohjoinen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pohjoinen"
عباراتی شبیه به "pohjoinen" با ترجمه به فارسی
-
(جبهه متحد (افغانستان
-
اقیانوس منجمد شمالی
-
اقیانوس منجمد شمالی
-
نیمکره شمالی
-
استان شمال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن