ترجمه "poikanen" به فارسی

توله, اولاد, بچه گربه بهترین ترجمه های "poikanen" به فارسی هستند.

poikanen noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • توله

    noun

    Kun poikanen itkee, minun on mentävä.

    وقتي مي شنوم توله ام داره گريه مي کنه ، بايد برم سراغش.

  • اولاد

    noun p
  • بچه گربه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • زادو ولد
    • فرزند
    • پیشی
    • کُره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " poikanen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "poikanen"

اضافه کردن

ترجمه های "poikanen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه