ترجمه "poissaoleva" به فارسی

حواس پرت, خیلی دور, دورافتاده بهترین ترجمه های "poissaoleva" به فارسی هستند.

poissaoleva adjective noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • حواس پرت

    adjective

    Hänet on jyrätty jo neljästi ja hän vaikuttaa poissaolevalta.

    اون چهار بار توپ رو لو داره ، به نظرم کمي حواس پرت مي ياد.

  • خیلی دور

    adjective
  • دورافتاده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • غیرموجود
    • مجزا
    • مختصر
    • مفقود
    • پریشان خیال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " poissaoleva " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "poissaoleva" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه