ترجمه "poliisi" به فارسی
پلیس, پاسبان, اداره شهربانی بهترین ترجمه های "poliisi" به فارسی هستند.
poliisi
noun
دستور زبان
-
پلیس
nounhenkilö, joka on ammatiltaan poliisi [..]
Poliisi sai murtovarkaan kiinni rysän päältä.
پلیس دزد رو در حین ارتکاب جرم گرفت.
-
پاسبان
nounOlen kenties kaikkien aikojen paras poliisi.
من ، شايد ، بهتريين پاسبان هميشه.
-
اداره شهربانی
noun
-
ترجمه های کمتر
- دادگاه پلیس
- مامور پليس
- نیروی انتظامی
- نیروی پلیس
- پليس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " poliisi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "poliisi"
عباراتی شبیه به "poliisi" با ترجمه به فارسی
-
اداره پلیس لس آنجلس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن