ترجمه "pomo" به فارسی

مدیر, کارفرما, رئیس بهترین ترجمه های "pomo" به فارسی هستند.

pomo noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدیر

    noun masculine

    Hän on pomoni kahvilassa.

    مدیر کافی شاپی هست که توش کار میکنم

  • کارفرما

    noun masculine
  • رئیس

    noun

    Ai, koska pomoni ei voi nyt puhua, olen tyhmä kanttura?

    عجب ، رئیس من نمیتونه الان صحبت کنه برای همین من یه گاو احمقم ؟

  • سرکارگر

    noun

    Miksi pomo noin taas sauhuaa?

    ديديد که سرکارگر چقدر امروز غر ميزنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pomo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pomo" با ترجمه به فارسی

  • تحکیم کردن · ترساندن · تشر زدن · عتاب کردن · قلدری کردن · لاف زدن
اضافه کردن

ترجمه های "pomo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه