ترجمه "prosessi" به فارسی
فرآیند, پروسه, اقدامات بهترین ترجمه های "prosessi" به فارسی هستند.
prosessi
noun
دستور زبان
-
فرآیند
nounKun kuulin tuon ajattelin, että se on ällistyttävää, koska se on juuri kuten oma luova prosessini.
وقتی من این را شنیدم با خودم گفتم این خیلی عجیبه این دقیقا عین فرآیند خلاقیت من است.
-
پروسه
nounTämä prosessi vaatii tavattomia varotoimia.
این پروسه، احتیاط بیش تری لازم دارد. این پروسه، احتیاط بیش تری لازم دارد.
-
اقدامات
noun -
فرایند
sarja suorittavia toimenpiteitä
Se on luonnollinen prosessi, mutta menetämme sen ikääntyessämme.
این یک فرایند طبیعی است، اما با افزایش سن از بین میرود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prosessi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Prosessi
-
فرآیند ترمودینامیکی
عباراتی شبیه به "prosessi" با ترجمه به فارسی
-
ارتباطات بین پردازشی
-
فرآیند شیمیایی
-
فرآیند بیدررو
-
خروج بصورت آرام
-
فرایند تصادفی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن