ترجمه "provinssi" به فارسی
استان, ولایت بهترین ترجمه های "provinssi" به فارسی هستند.
provinssi
noun
دستور زبان
-
استان
nounVuonna 66 roomalaisen Juudean provinssin juutalaiset kapinoivat keisaria vastaan.
م. یهودیان استان یهودیهٔ روم علیه قیصر قیام کردند.
-
ولایت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " provinssi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "provinssi" با ترجمه به فارسی
-
ولایت هیگو
-
آنتاناناریوو
-
استان توسا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن