ترجمه "puhujakoroke" به فارسی
تریبون, جعبه صابون, منبر بهترین ترجمه های "puhujakoroke" به فارسی هستند.
puhujakoroke
noun
دستور زبان
-
تریبون
nounScott eivät ole istuneet aivan puhujakorokkeen takana ja puhuneet yhdessä näistä konferenssikokouksista.
اسکات در صندلیهای پشت تریبون ننشسته و در یکی از این جلسلت سخنرانی نکرده اند.
-
جعبه صابون
noun -
منبر
noun
-
ترجمه های کمتر
- منقار
- کرسی خطابه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " puhujakoroke " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن