ترجمه "pukki" به فارسی
برادر, بز, بز نر بهترین ترجمه های "pukki" به فارسی هستند.
pukki
noun
دستور زبان
-
برادر
noun -
بز
nounKuten Jehova kertoi Danielille, pukki kuvasi Kreikkaa ja suuri sarvi yhtä sen kuninkaista.
یَهُوَه به دانیال گفت که آن بز، سمبل یونان و شاخ بزرگ نماد یکی از پادشاهان آن است.
-
بز نر
noun11. a) Miten enkeli Gabriel selitti ”karvaisen pukin” ja sen ”suuren sarven”?
۱۱. الف) جِبرائیل فرشته «بز نر» و ‹ شاخ بزرگش › را چگونه توضیح داد؟
-
ترجمه های کمتر
- خرک
- مخفف نام
- همدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pukki " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pukki
proper
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pukki" در فرهنگ لغت فنلاندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pukki در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن