ترجمه "pullo" به فارسی

بطری, شيشه, schischeh بهترین ترجمه های "pullo" به فارسی هستند.

pullo noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطری

    noun

    Muistan minulla olleen pullo jotain paikallista kuraa, Slivovitzia.

    يادم مياد يه بطری از نوشيدنی های محلی اونجا رو داشتم ، اسليوتيز!

  • شيشه

    noun

    Jos vaippa on väärin päin tai unohdat lämmittää pullon, ei haittaa.

    اگه يه پارچه ببندي به کمرت ، يه شيشه بچه رو يادت بره تو ميري باهاش.

  • schischeh

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شیشه
    • لوله
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pullo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pullo" با ترجمه به فارسی

  • زیاد بودن · فراوان بودن · وفور داشتن
اضافه کردن

ترجمه های "pullo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه