ترجمه "pulssi" به فارسی
ضربان قلب, نبض بهترین ترجمه های "pulssi" به فارسی هستند.
pulssi
noun
دستور زبان
-
ضربان قلب
nounJos haluaa tietää, ovatko he aivonsyöjiä, niin pitää mitata pulssi.
، اگه می خواید بدونید افرادتون زامبی هستن یا نه ضربان قلب شون رو چک کنید
-
نبض
nounKuistin alla nukkuvalla neidolla on pulssi!
دوشيزه اي که زير بالکن مي خوابد نبض دارد!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pulssi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن