ترجمه "puolustaja" به فارسی

مدافع, استدلال کننده, بازیگر عمده بهترین ترجمه های "puolustaja" به فارسی هستند.

puolustaja noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدافع

    noun

    jalkapallon pelipaikka

    Pitänet itseäsi Maryn uljaana puolustajana, mutta katso ympärillesi.

    شايد فکر ميکني يه جورايي مدافع خوش مشربي از مري هستي ، اما يه نگاه به اطرافت بنداز.

  • استدلال کننده

    noun
  • بازیگر عمده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • حامی
    • طرفدار
    • قیم
    • ولی
    • وکیل مدافع
    • پشتيبان
    • پشتیبان
    • پیش کسوت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " puolustaja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "puolustaja" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "puolustaja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه