ترجمه "puolustaja" به فارسی
مدافع, استدلال کننده, بازیگر عمده بهترین ترجمه های "puolustaja" به فارسی هستند.
puolustaja
noun
دستور زبان
-
مدافع
nounjalkapallon pelipaikka
Pitänet itseäsi Maryn uljaana puolustajana, mutta katso ympärillesi.
شايد فکر ميکني يه جورايي مدافع خوش مشربي از مري هستي ، اما يه نگاه به اطرافت بنداز.
-
استدلال کننده
noun -
بازیگر عمده
noun
-
ترجمه های کمتر
- حامی
- طرفدار
- قیم
- ولی
- وکیل مدافع
- پشتيبان
- پشتیبان
- پیش کسوت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " puolustaja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "puolustaja" با ترجمه به فارسی
-
طرفدار حقوق زنان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن