ترجمه "purkki" به فارسی

بانکه, بستو, شیشه بهترین ترجمه های "purkki" به فارسی هستند.

purkki noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بانکه

    noun
  • بستو

    noun
  • شیشه

    noun

    Korjaan vuotavan kattosi - ja palkaksi saan kolme purkkia maustettuja persikoita.

    من این سقف رو درست میکنم در عوضه سه شیشه از هلوهایه چاشنی دارتون.

  • قوطی

    noun

    Minulla oli purkki pohjamaalia.

    این قوطی تمیزکننده اضافی رو هم داشتم فکر کردم شاید بخوایش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " purkki " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "purkki" با ترجمه به فارسی

  • سقز
  • ادامه ندادن · باخاک یکسان کردن · باطل ساختن · بس کردن · به هم ریختن · تراز کردن · تعطیل کردن · حل کردن · خراب کردن · خنثی کردن · فسخ کردن · لغو کردن · مجزا کردن · ويران كردن
  • عدم ذخیره موقت
  • کشف کردن
  • کشف کردن
  • خلاص شدن
  • به هم ریختن · مجزا کردن
اضافه کردن

ترجمه های "purkki" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه