ترجمه "pussi" به فارسی

کیسه, کیف, ساک بهترین ترجمه های "pussi" به فارسی هستند.

pussi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیسه

    noun

    Tarkoitan pussin kokoonparsimista, jotta tämä nainen ei halvaantuisi loppuelämääkseen.

    دارم در مورد بخیه زدن اون کیسه حرف میزنم در نتیجه اون دختر بقیه عمرش فلج نمیشه.

  • کیف

    noun

    Jos hankimme pussin purua, asuntomme voisi olla uusi trendipaikka.

    اگه من یه کیف پر از تراشه های چوب رو داشتم, آپارتمانه ما میشد یه جای خفن

  • ساک

    noun
  • چنته

    noun

    ja paljastan mitä on tässä pussissa. Se on muusani,

    و من آنچه در چنته دارم را برای شما آشکار می کنم، و آن توان الهام گرفتن است، و این توان الهام گرفتن است که

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pussi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pussi" با ترجمه به فارسی

  • بوسیدن · ماچ کردن
  • بوسیدن · ماچ کردن
اضافه کردن

ترجمه های "pussi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه