ترجمه "raaja" به فارسی

عضو ترجمه "raaja" به فارسی است.

raaja noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • عضو

    noun

    Keho oli hitaasti ja lempeästi heräämässä, raaja raajalta, lihas lihakselta, nykäys nykäykseltä.

    بدن داشت نرم و آهسته دوباره بیدار میشد، عضو به عضو، عضله به عضله، تکان به تکان.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " raaja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "raaja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه