ترجمه "radio" به فارسی
راديو, رادیو, میزان کننده بهترین ترجمه های "radio" به فارسی هستند.
radio
noun
دستور زبان
-
راديو
nounMeillä on mykkä radio ja happea noin neljäksi tunniksi.
ما يه راديو خراب داريم و تقريبا چهار ساعت اکسيژن
-
رادیو
nounRadio oli Marconin keksimä.
رادیو توسط مارکونی اختراع شد.
-
میزان کننده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " radio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Radio
-
رادیو
nounRadio oli Marconin keksimä.
رادیو توسط مارکونی اختراع شد.
تصاویر با "radio"
عباراتی شبیه به "radio" با ترجمه به فارسی
-
رادیوی عمومی ملی
-
سخنپراکنی
-
رادیو اینترنتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن