ترجمه "raha" به فارسی

پول, pul, ثروت بهترین ترجمه های "raha" به فارسی هستند.

raha noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پول

    noun

    1|arvon ja hinnan mittana käytettävä vaihdon väline

    Haluaisin tulla sinun mukaasi, mutta minulla ei ole yhtään rahaa.

    می خواهم با تو بیایم، اما پول ندارم.

  • pul

    noun s
  • ثروت

    noun

    Ja kun hän kuoli, hänellä oli paljon rahaa.

    وقتي مُرد ثروت زيادي ازش به جا موند

  • ترجمه های کمتر

    • سکه
    • پیسه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " raha " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "raha"

عباراتی شبیه به "raha" با ترجمه به فارسی

  • بسته · بقچه · مجموعه
  • استخر · استفاده نامشروع · انعام · تاراج · غارت · غنیمت جنگی · چپاول · کوله پشتی
  • پولي
  • باسلق · راحتالحلقوم · سرمایه بانک · پشتوانه
  • من پول نیاز دارم · پول میخواهم
  • دریافت کردن · نقدکردن · وصول کردن
  • پول بیپشتوانه
  • وقت طلاست
اضافه کردن

ترجمه های "raha" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه