ترجمه "rakastaja" به فارسی

عاشق, خاطرخواه, دوستدار بهترین ترجمه های "rakastaja" به فارسی هستند.

rakastaja noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • عاشق

    noun

    Hän tunsi itsensä uhatuksi ja luuli, että on huono rakastaja.

    فکر کرده بود که يه عاشق بدي بوده

  • خاطرخواه

    noun
  • دوستدار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • یار
    • جانان
    • دلبر
    • دلداده
    • معشوق
    • نگار
    • فاسق
    • معشوقه
    • مول
    • موله
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rakastaja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rakastaja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه