ترجمه "rampa" به فارسی
لنگ, افلیج, عاجز بهترین ترجمه های "rampa" به فارسی هستند.
rampa
adjective
noun
دستور زبان
-
لنگ
nounErään kerran muuan syntymästään saakka rampa mies oli kuulemassa Paavalin puhetta.
یک بار وقتی پولُس موعظه میکرد، مردی که لنگ مادرزاد بود، در آنجا حضور داشت.
-
افلیج
adjective -
عاجز
noun
-
ترجمه های کمتر
- غیر مداوم
- چلاق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rampa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rampa" با ترجمه به فارسی
-
جلو صحنه · شیب · پلکان · پیش صحنه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن