ترجمه "raskaana" به فارسی
باردار, حامله, آبستن بهترین ترجمه های "raskaana" به فارسی هستند.
raskaana
adverb
دستور زبان
-
باردار
adjectiveEntinen vaimoni oli jo uusissa naimisissa ja raskaana.
من همسر سابق در حال حاضر به ازدواج مجدد کرد و باردار بود.
-
حامله
adjectiveJos Waterford ei saa sinua raskaaksi, häntä ei syytetä.
اگه واترفورد نتونه حامله ت کنه ، اونو سرزنش نمی کنن.
-
آبستن
adverb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " raskaana " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "raskaana" با ترجمه به فارسی
-
تصور
-
آبستن · باردار · حامله · درانتظار · محوطه قلعه
-
بستن شدن
-
در شکم داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن