ترجمه "rasvainen" به فارسی
چرب ترجمه "rasvainen" به فارسی است.
rasvainen
adjective
دستور زبان
-
چرب
adjectiveEhkä se on se, miltä näyttääkin, hylätty rasvainen keittiö.
شاید این دقیقا همون چیزیه که داریم میبینیم مثل یه قاشون چرب ولش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rasvainen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن