ترجمه "ratti" به فارسی

رل, رول, فرمان بهترین ترجمه های "ratti" به فارسی هستند.

ratti noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • رل

    noun
  • رول

    noun
  • فرمان

    noun

    Minun, pikkupojan, joka ei edes nähnyt ratin takaa. Ja sain parkkeerata Cadillaceja.

    من ، اين بچه کوچک حتي از بالاي فرمان نمي تونستم ببينم و دارم کاديلاک پارک مي کنم

  • فرمان اتومبیل

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ratti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ratti"

عباراتی شبیه به "ratti" با ترجمه به فارسی

  • ارابه · دوچرخه · چرخ · کالسکه بچه · گاری
اضافه کردن

ترجمه های "ratti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه