ترجمه "raunio" به فارسی
ویرانه ترجمه "raunio" به فارسی است.
raunio
noun
دستور زبان
-
ویرانه
Toverini ja minä saimme luvan viedä kaikki Cuscon vyöhykkeen lähetyssaarnaajat suurenmoisille Machu Picchun raunioille.
من و همراهم اجازه گرفتیم که همۀ مبلّغین ناحیۀ کوسکو را به ویرانه های پرشکوه ماچو پیچو ببریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " raunio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "raunio" با ترجمه به فارسی
-
اشغال · باقی مانده · تكه پاره ها · جگن · خرده سنگ · ریزه · سنگ نتراشیده · قلوه سنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن