ترجمه "rautatie" به فارسی
راه آهن, راهآهن, ریل راهآهن بهترین ترجمه های "rautatie" به فارسی هستند.
rautatie
noun
دستور زبان
-
راه آهن
nounKaikki tämä puhe rautatiestä on varmaan tylsistyttänyt teitä.
همه ی این صحبت ها راجب راه آهن حتما خیلی براتون کسل کننده بوده.
-
راهآهن
nounHän joutui noin kolmeksi vuodeksi töihin niin sanotulle ”kuoleman rautatielle” lähelle sitä seutua, jonne myöhemmin rakennettiin Kwai-joen silta.
او در نزدیک محلی که بعدها ‹پلی بر رود کوای› خوانده شد حدود سه سال برای ساختن «راهآهن مرگ» به کار گرفته شد.
-
ریل راهآهن
-
ریل
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rautatie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rautatie"
عباراتی شبیه به "rautatie" با ترجمه به فارسی
-
راه آهن · راهآهن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن