ترجمه "ravinto-" به فارسی
ماده مغذی, مغذی بهترین ترجمه های "ravinto-" به فارسی هستند.
ravinto-
-
ماده مغذی
adjectiveViljelijä karsii tuottamattomat oksat, jotta ravinto menisi kokonaan tuottoisille oksille.
به این دلیل باغبان این شاخهها را میبرد تا آب و مواد مغذی مَوْ فقط به شاخههایی برسد که میوه آوردهاند.
-
مغذی
adjectiveSe johtaa maailmanlaajuista Valtakunnan saarnaamistyötä ja jakelee hengellistä ravintoa oikeaan aikaan.
این هیئت، فعالیت جهانی موعظه و خدمت روحانی را هدایت و غذای مغذی روحانی را بموقع مهیا میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ravinto- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ravinto-" با ترجمه به فارسی
-
بیگانه خوار
-
تغذیه · خوراک · خوراکی · رزق · طعام · غذا · قوت · قوت لایموت · معاش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن