ترجمه "ravinto-" به فارسی

ماده مغذی, مغذی بهترین ترجمه های "ravinto-" به فارسی هستند.

ravinto-
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماده مغذی

    adjective

    Viljelijä karsii tuottamattomat oksat, jotta ravinto menisi kokonaan tuottoisille oksille.

    به این دلیل باغبان این شاخهها را میبرد تا آب و مواد مغذی مَوْ فقط به شاخههایی برسد که میوه آوردهاند.

  • مغذی

    adjective

    Se johtaa maailmanlaajuista Valtakunnan saarnaamistyötä ja jakelee hengellistä ravintoa oikeaan aikaan.

    این هیئت، فعالیت جهانی موعظه و خدمت روحانی را هدایت و غذای مغذی روحانی را بموقع مهیا میکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ravinto- " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ravinto-" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ravinto-" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه