ترجمه "reuna" به فارسی
كناره, لب, لبه بهترین ترجمه های "reuna" به فارسی هستند.
reuna
noun
دستور زبان
-
كناره
noun -
لب
nounMiksi aina, kun olemme tämän riutan reunalla, joku yrittää lähteä?
چطوريه که هر بار که ما لب اين صخره دريايي هستيم يکي مون مي خواد بره ؟
-
لبه
nounLitteät ja terävät reunat ovat kuin veitsen terät.
لبه های صاف و برنده اینها مثل تیغه چاقو است.
-
ترجمه های کمتر
- محیط
- پیرامون
- کنار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reuna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reuna" با ترجمه به فارسی
-
پیرامون
-
اهل حومه شهر
-
جنب و جوش
-
لبه بسیار تیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن