ترجمه "riisitauti" به فارسی

راشیتیسم, نرمی استخوان, راشیتیسم بهترین ترجمه های "riisitauti" به فارسی هستند.

riisitauti noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • راشیتیسم

  • نرمی استخوان

    noun

    Jatkotutkimuksissa paljastui, että Joelilla oli myös vakava sydänvika ja vaikea riisitauti.

    پس از معاینههای مکرّر معلوم شد که ژوئل دچار بیماری قلبی است و علاوه بر آن دچار نرمی استخوان شدید نیز میباشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " riisitauti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Riisitauti
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • راشیتیسم

اضافه کردن

ترجمه های "riisitauti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه