ترجمه "rikki" به فارسی

گوگرد, خراب بهترین ترجمه های "rikki" به فارسی هستند.

rikki noun adverb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوگرد

    noun

    alkuaine

    Meillä on runsaasti salpietaria, mutta rikki on huvennut.

    نیترات ، خیلی داریم اما منابع گوگرد تمام شده

  • خراب

    adjective

    Jos se ei ole rikki, älä korjaa sitä.

    اگر خراب نیست، تعمیرش نکن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rikki " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rikki" با ترجمه به فارسی

  • از کار افتادن · خرد کردن · شکستن
  • اکسید گوگرد
  • شکافتن · مجروح کردن · پاره کردن · چاک زدن
اضافه کردن

ترجمه های "rikki" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه