ترجمه "ristiriitainen" به فارسی

متضاد, متناقض بهترین ترجمه های "ristiriitainen" به فارسی هستند.

ristiriitainen adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • متضاد

    adjective
  • متناقض

    adjective

    Uskolliset voivat kokea, että Pietarin näennäisen ristiriitainen neuvo on tosi.

    مؤمنان می توانند اندرز به ظاهر متناقض پطروس را تجربه نمایند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ristiriitainen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ristiriitainen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه