ترجمه "roolimalli" به فارسی
اسوه, الگو, سرمشق بهترین ترجمه های "roolimalli" به فارسی هستند.
roolimalli
noun
دستور زبان
-
اسوه
nounTom Cowan oli roolimallini.
تام كاون " اسوه من بود " بهش احترام ميذاشتم
-
الگو
nounOlisipa Bart ollut kaikille parempi roolimalli.
... واي پسر, اگر فقط بارت يه الگو ي بهتر واسه بقيه ميبود
-
سرمشق
noun -
نمونه
nounKuten sanoit, nämä tytöt tarvitsevat roolimalleja.
اين دختر ها يه مدل نمونه ميخوان...
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roolimalli " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن