ترجمه "rotta" به فارسی
خرده نان, فضول, مخبر بهترین ترجمه های "rotta" به فارسی هستند.
rotta
noun
دستور زبان
-
خرده نان
nounElän murusilla kuten rotta.
من با اين خرده نون ها زندگي ميکنم ، مثل يه موش
-
فضول
noun -
مخبر
noun
-
ترجمه های کمتر
- موش
- پوست زخم
- کوزه گلی
- گر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rotta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rotta
Proper noun
دستور زبان
Rotta (kiinalainen horoskooppi)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rotta" در فرهنگ لغت فنلاندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rotta در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "rotta"
عباراتی شبیه به "rotta" با ترجمه به فارسی
-
حلق · شکاف · فرق بسیار · وقفه · پرتگاه · پرتگاه عظیم · گلو · گلوگاه
-
موشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن