ترجمه "rouva" به فارسی
خانم, بانو, بیبی بهترین ترجمه های "rouva" به فارسی هستند.
rouva
noun
دستور زبان
Kuningattaren kuvaa kantava pelikortti; kunkin maan kahdestoista kortti.
-
خانم
nounJos rouva Eastby päästi tappajan sisään, hänen täytyi olla tuttu.
پس اگه خانم ايستبي اجازه داده که قاتل بياد تو يعني اونو مي شناخته.
-
بانو
nounKiitos että te ja rouva kreivitär otitte minut töihin.
خيلي لطف کرديد شما و بانو که من رو قبول کرديد.
-
بیبی
noun
-
ترجمه های کمتر
- مادام
- کدبانو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rouva " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rouva" با ترجمه به فارسی
-
مادام بواری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن