ترجمه "ruho" به فارسی
مردار, بدن, جسد بهترین ترجمه های "ruho" به فارسی هستند.
ruho
noun
دستور زبان
-
مردار
noun -
بدن
nounMuistatko, kun Chuck ja minä juoksimme takaisin sinne - vaatetehtaalle ja raahattiin sinun velto ruhosi ulos sieltä?
هي يادت مياد اون دفعه که من و چاک برگشتيم تو اون کارخونه پارچه بافي تا بدن بي حس تورو بکشيم بيرون ؟
-
جسد
nounRuhot erittävät kemikaalia, jonka korppikotkat haistavat kauas.
جسد مواد شیمیایی تولید میکنه که کرکس میتونه از کیلومترها بوش رو حس کنه
-
ترجمه های کمتر
- لاش
- لاشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruho " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن