ترجمه "ruisku" به فارسی
سرنگ, جهش, فوران بهترین ترجمه های "ruisku" به فارسی هستند.
ruisku
noun
دستور زبان
-
سرنگ
nounTuo tyhjä ruisku ja suurin neula, joka löytyy.
یه سرنگ خالی برام بیار با بزرگ ترین سوزنی که می تونی پیداکنی
-
جهش
noun -
فوران
noun -
مهر سیاه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruisku " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن