ترجمه "runko" به فارسی

تنه, قاب, اسکلت بهترین ترجمه های "runko" به فارسی هستند.

runko noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنه

    noun

    Mitä edustavat a) oliivipuu, b) juuri, c) runko, d) oksat?

    الف) درخت زیتون، ب) ریشه، پ) تنه، ت) و شاخهها مظهر چه میباشند؟

  • قاب

    noun
  • اسکلت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اندود
    • تشریح
    • جسم
    • روکش
    • ساختمان بدن
    • سازمان بدن
    • ساقه
    • ستاک
    • غلاف
    • لوله محافظ
    • کالبد
    • کالبدشناسی
    • کَنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " runko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "runko"

عباراتی شبیه به "runko" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "runko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه