ترجمه "ruoanlaitto" به فارسی

آشپزی, پختن بهترین ترجمه های "ruoanlaitto" به فارسی هستند.

ruoanlaitto noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشپزی

    noun

    Minun päiväni kuluivat toimistotöissä, julkaisujen pakkaamisessa, ruoanlaitossa ja siivouksessa.

    در بیتئیل مسئولیتهای مختلفی داشتم، از جمله کار دفتری، بستهبندی نشریات، آشپزی و نظافت.

  • پختن

    verb

    Hän haluaa ehkä jotakin muuta, ruoanlaittoon kirjoja tai jotain sellaista?

    خب اون بايد از يک چيزي خوشش بياد مثلا غذا پختن يا کتاب يا هر چيز ديگه ايي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ruoanlaitto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ruoanlaitto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه