ترجمه "ruoho" به فارسی
علف, سبزه, چمن بهترین ترجمه های "ruoho" به فارسی هستند.
ruoho
noun
دستور زبان
-
علف
nounJos meillä olisi nälkä, tarvitsisi vain syödä ruohoa.
اگر گرسنه باشیم ، فقط علف میخوریم و دیگه گرسنه نمیمونیم.
-
سبزه
noun -
چمن
nounElän molemmin puolin aitaa ja ruoho on aina vihreää.
من در هر دوطرف ديوار زندگي مي کنم ، و چمن من هميشه سبز است
-
ترجمه های کمتر
- اندازه
- درجه
- علوفه
- مرتع
- واش
- چراگاه
- گراس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruoho " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ruoho" با ترجمه به فارسی
-
مخمر آبجو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن