ترجمه "ruoka" به فارسی

غذا, خوراک, تدارکات بهترین ترجمه های "ruoka" به فارسی هستند.

ruoka noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • غذا

    noun

    Kullekin annettiin riittävästi ruokaa ja vaatteita.

    به هر نفر، غذا و لباس کافی داده شد.

  • خوراک

    noun

    Näin orjan edustajat jakelivat uskollisesti ravitsevaa hengellistä ruokaa vilpittömille kristityille.

    به این ترتیب نمایندگانی از میان طبقهٔ غلام امین وفادارانه خوراک روحانی مسیحیان را تهیه میکردند.

  • تدارکات

    noun

    18 Millä tavoin Babylonian kuninkaan tarjoama ruoka olisi saastuttanut nämä nuoret miehet?

    ۱۸ تدارکات پادشاه بابل چگونه میتوانست آن جوانان را آلوده سازد؟

  • ترجمه های کمتر

    • تغذیه
    • خواربار
    • رزق
    • قوت
    • قوت لایموت
    • قیود
    • معاش
    • مقررات
    • پول غذا و مکان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ruoka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ruoka"

عباراتی شبیه به "ruoka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ruoka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه