ترجمه "ruokkia" به فارسی
غذا دادن, بارور کردن, بارورکردن بهترین ترجمه های "ruokkia" به فارسی هستند.
ruokkia
verb
noun
دستور زبان
-
غذا دادن
verbTyöni oli ruokkia apinat ja siivota jätökset.
شغل من غذا دادن به ميمون ها و تميز کردن ونجا بعد از تموم شدن کارها بود
-
بارور کردن
verb -
بارورکردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- پروردن
- کود دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruokkia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ruokkia" با ترجمه به فارسی
-
علوفه دادن
-
مفتخر کردن
-
نوعی پنگوئن · پنگوئن منقارتيغی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن