ترجمه "ruosteinen" به فارسی

زنگ زده ترجمه "ruosteinen" به فارسی است.

ruosteinen adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنگ زده

    adjective

    Se pysyi käytössä kunnes oli liian ruosteinen lentämään.

    آن هواپیما تا هنگامی که زنگ زده شد، مشغول خدمت رساتی بود و پس از آن از رده خارج شد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ruosteinen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ruosteinen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه