ترجمه "rusina" به فارسی

کشمش, مویز, کشمش بهترین ترجمه های "rusina" به فارسی هستند.

rusina noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشمش

    noun

    Mitä ruttuisempi rusina, sitä makeampi hedelmä.

    هر چي کشمش درب و داغون تر ، ميوه اش خوشمزه تر بوده ( هر چي پيرتر بهتر )

  • مویز

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rusina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rusina
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشمش

    noun

    Mitä ruttuisempi rusina, sitä makeampi hedelmä.

    هر چي کشمش درب و داغون تر ، ميوه اش خوشمزه تر بوده ( هر چي پيرتر بهتر )

اضافه کردن

ترجمه های "rusina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه