ترجمه "sairaala" به فارسی
بیمارستان, مریضخانه, بیمارستان بهترین ترجمه های "sairaala" به فارسی هستند.
sairaala
noun
دستور زبان
-
بیمارستان
nounمحلی برای درمان و نگهداری بیماران
Jos viet minut sairaalaan, niin näytän ne tytöt.
من شما را به بیمارستان ، من و تو نشان دختران.
-
مریضخانه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sairaala " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sairaala
-
بیمارستان
nounSairaalan henkilökunta teki paljon hyväksemme, ja arvostamme sitä suuresti.
پرسنل بیمارستان هم ما را حمایت کردند و از آنها سپاسگزاریم.
تصاویر با "sairaala"
عباراتی شبیه به "sairaala" با ترجمه به فارسی
-
بیمارستان روانپزشکی · نوانخانه
-
سیستم اطلاعات بیمارستان
-
بیمارستان آموزشی
-
مقیم · پزشک مقیم
-
مقیم · پزشک مقیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن