ترجمه "sairas" به فارسی
بیمار, مريض, خسته بهترین ترجمه های "sairas" به فارسی هستند.
sairas
adjective
noun
دستور زبان
-
بیمار
nounHän on hyvin sairas.
او به شدت بیمار است.
-
مريض
adjectiveJos Alaric on sairas, meidän on löydettävä parannuskeino.
اگه الاريک مريض باشه ، پس بايد يه درماني چيزي براش پيدا کنيم.
-
خسته
adjectiveSisareni on sairas huolesta.
خواهرم خسته شده انقدر نگرانـت شده
-
ترجمه های کمتر
- بیمار مريض
- ترسناک
- مخوف
- مریض
- هولناک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sairas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن