ترجمه "salainen" به فارسی
سر, مخفي, نهان بهترین ترجمه های "salainen" به فارسی هستند.
salainen
adjective
دستور زبان
-
سر
nounSillä oli mukanaan salainen lasti, joka olisi voinut muuttaa planeettamme kohtalon.
آن سفينه با خود محموله اي سري حمل ميکرد که ميتوانست سرنوشت سياره هاي ما را تغيير دهد
-
مخفي
adjectiveSe on salainen paikka, jota en ole näyttänyt kenellekään elävälle sielulle.
يه مکان مخفي که تابحال به هيچکس نشون ندادم.
-
نهان
adjectiveOnko sinulla kenties jokin salainen, selittämätön pelko?
آیا شما نیز گاهی ترسی نهان و توجیهناپذیر در خود حس میکنید؟
-
ترجمه های کمتر
- پنهان
- پنهانی
- مخفی
- نهانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salainen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "salainen" با ترجمه به فارسی
-
پنجره مخفی
-
دکتر نو
-
خطر محتمل · خطر نزدیک
-
تعیین وقت · قرار ملاقات · میعادگاه
-
جاسوس
-
اغماض · تبانی · ساخت و پاخت · سازش
-
رای مخفی
-
انجمن مذهبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن