ترجمه "salamanisku" به فارسی
صاعقه, آذرخش, بمب بهترین ترجمه های "salamanisku" به فارسی هستند.
salamanisku
Noun
دستور زبان
-
صاعقه
nounViimeksi salamanisku laittoi hänet kuukausien koomaan.
دفعه که قبل که صاعقه خورد بهش برای نه ماه تو کما بود
-
آذرخش
nounOuto käytöksesi on salamaniskun sivuvaikutus.
اینکه چطور رفتار عجیب اخیرت از عوارض این بوده که آذرخش بهت اصابت کرده
-
بمب
noun
-
ترجمه های کمتر
- رعد و برق
- غرش رعد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salamanisku " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن