ترجمه "siirre" به فارسی
عضو پیوند شده, قلمه, پیوند بهترین ترجمه های "siirre" به فارسی هستند.
siirre
noun
دستور زبان
-
عضو پیوند شده
noun -
قلمه
noun -
پیوند
nounTällä kertaa hänen kehonsa ei hylkinyt siirrettä.
این دفعه، بدنش پیوند را رد نکرد.
-
پیوند بافت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " siirre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "siirre" با ترجمه به فارسی
-
بیقرار بودن
-
گالری متحرک دائمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن