ترجمه "silmukka" به فارسی
تلویزیون مداربسته, جلگه, حلقه بهترین ترجمه های "silmukka" به فارسی هستند.
silmukka
noun
دستور زبان
-
تلویزیون مداربسته
noun -
جلگه
noun -
حلقه
nounPoista yksi silmukan osa, niin että päättymättömän silmukka häviää ja yritä uudelleen
جزئی از حلقه را حذف کنید تا منجر به یک حلقۀ نامتناهی نشود ، و دوباره سعی کنید
-
ترجمه های کمتر
- حلقه زدن
- خفت
- دشت
- هامون
- چشم
- چشم کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " silmukka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "silmukka" با ترجمه به فارسی
-
درهم بافته شدن
-
چشم · چشم کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن