ترجمه "sisko" به فارسی

خواهر, خواهَر, همشيره بهترین ترجمه های "sisko" به فارسی هستند.

sisko noun دستور زبان

Naispuolinen henkilö, jolla on samat vanhemmat jonkun toisen kanssa.

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواهر

    noun

    Tomilla on suunnilleen sinun ikäisesi sisko.

    تام یک خواهر هم سن تو داره.

  • خواهَر

  • همشيره

    Tällä tavalla voin pitää huolta siskostani, kuten Harry olisi halunnut.

    به اين شکل من قادر به مراقبت از همشيره ام نيستم اون طوري که هري ازم توقع داشت

  • ترجمه های کمتر

    • khwâhær
    • طفل
    • نوزاد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sisko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sisko proper دستور زبان
+ اضافه کردن

"Sisko" در فرهنگ لغت فنلاندی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sisko در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "sisko"

اضافه کردن

ترجمه های "sisko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه