ترجمه "siten" به فارسی

یعنی, بدینسان, مثلا بهترین ترجمه های "siten" به فارسی هستند.

siten adverb
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • یعنی

    adverb

    Jumalan lupaus ’ottaa meidät vastaan’ eli saattaa meidät suojelevan huolenpitonsa alaisuuteen on voimakas kannustin toimia siten.

    خدا با این سخن که ‹من شما را مقبول میدارم› یعنی زیر مراقبت خود قرار میدهم، به ما دلگرمی عظیمی میدهد.

  • بدینسان

    adverb

    Viimeinen jäänne Kreikan imperiumista oli siten poistettu, ja Roomasta oli tullut maailmanvalta.

    بدینسان آخرین بقایای امپراتوری یونان برچیده شد، و روم قدرت جهانی را به دست گرفت.

  • مثلا

    adverb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " siten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "siten" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "siten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه