ترجمه "soitin" به فارسی
ساز, پخش کننده بهترین ترجمه های "soitin" به فارسی هستند.
soitin
noun
verb
دستور زبان
-
ساز
nounlaite, joka on tarkoitettu musiikin tuottamiseen
Jos ne on viritetty oikein, kummalla tahansa voi soittaa kaunista musiikkia yksinään.
اگر این دو ساز بخوبی کوک شده باشند، هر یک به تنهایی میتواند نوای زیبایی تولید کند.
-
پخش کننده
Kun CD-soitin hajosi, toimme levyt alakertaan.
وقتی پخش کننده خراب شد مجبور شدیم همه رکوردها رو پایین بیاریم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " soitin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "soitin"
عباراتی شبیه به "soitin" با ترجمه به فارسی
-
به سخن پرداختن
-
båzi kardan · تلفن زدن · تلفن کردن · تماس گرفتن · دورواژیدن · زنگ زدن · شیپور زدن · نواختن · نواخته شدن
-
ترغیب کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن